محمدمحمد، تا این لحظه: 14 سال و 9 ماه و 19 روز سن داره

محمد فرشته ی آسمانی

گفته های شیرین

1392/2/3 20:10
نویسنده : مامان مریم
843 بازدید
اشتراک گذاری

پسر گل مامانی ، چند وقته که تقریبا شروع به حرف زدن کرده و یه چیزایی میگه ، البته ناگفته نماند که تمام خواسته هاشو با ایما و اشاره میرسونه و ماهم تقریبا همه رو انجام میدیم ...

عشقم تمام اعضای بدنشو میشناسه و وقتی که ازش میپرسم همه رو بهم نشون میده ( دست ها - پا ها - گوش ها - مو ها - چشم ها - شکم - لبات - سر و ... )

حالا کلماتی رو که میتونه تلفظ کنه رو مینویسم تا در آینده های نه چندان دور بخونه و لذت ببره ...

ماما : مامان

بابا : بابا

آبه : آب

دادا : داداش ( منظور پسر عموهان )

دد ( با فتحه )  : دختر خاله رو اینجوری صدا میزنه

آن آن :ماشین

ام ( با فتحه ) : شیر

به به : غذا

تیب : سیب

توف : توپ

اببر : الله و اکبر

الو : الو

توود : تولد

چیه : منظور بله گفتنه

دوش :( اینو منم نمیدونم ، اگه فهمیدم حتما بهتون میگم )

عبا : عباس

تاب تاب عبب : تاب تاب عباسی

آبیین : آفرین

سلا : سلام

ددر : بیرون

پفیلا ، پفک ، تخمه هندونه ، رنگارنگ ، ویفر ، سیب زمینی سرخ شده ، آبمیوه ، شکلات ، بستنی ومتاسفانه نوشابه و ... رو هم بخوبی میشناسه و کاملا تشخیص میده که بنده بسیار بسیار خوشحالم

راستی داشت یادم میرفت عاشق حمام کردنه و تا بهش میگم بریم حمام ، میره در حمام می ایسته و میخواد لباساشو در بیاره ....

و

عشق کنترل ها و موبایل هاست ، که تا یکیشونو گیر میاره فاتحش خوندست

کنترل منزل و موبایل بنده از اجساد میباشند ...

قربون همه ی خرابکاریهات نفسسسسسسسم

پسرم علاوه بر خرابکاری ، کارهای پسندیده ای میکنه که شامل نماز خوندن میشه و تا صدای نماز خوندن یا  اذان رو میشونه ویا مهری میبینه ، در هر کجای این کره خاکی باشه به سجده میره و خدا رو شکر میکنه ...

 

الهی مامان مریم فدای لحظه به لحظه زندگیت بشه

هر روز که میگذره ، کاراش مردونه تر میشه و عاقلانه تر رفتار میکنه که فقط میتونم بگم :

خدایا شکرت  

 

 

 

پسندها (0)
شما اولین مشوق باشید!

نظرات (1)

اتنا مامان نگین
2 اردیبهشت 92 11:07
ماشالله هزار ماشالله به این گل پسر مامان مریم. ایشالله روز به روز شاهد رشد وموفقیت هات باشیم .گل پسر


مرسی خاله جون